داود علی بابایی
نویسنده و پژوهشگرتاریخ معاصر
♦ تعریف انقلاب
تاکنون تعاریف متعددی از انقلاب ارائه شده است از جمله شهید میرزاده عشقی انقلاب را چنین تعریف میکند:
انقلاب وقتی رخ میدهد که عادات و امیال طبقه فرادست موجب عدم رضایت طبقه فرودست میباشد. انقلاب عکس العمل تعدیات اربابان اقتدار و خودسری هایمتنفذین است.
انقلاب یعنی دگرگونی کلی و بنیادی در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یک جامعه و کشور.
♦ یک انقلاب زمانی به پیروزی میرسد که
اولاً مراحل چهارگانه ۱ ـ مرحله تظاهرات ۲ ـ مرحله اعتصابات ۳ ـ مرحله شورش گروهی و نظامی ۴ ـ حکومت و دوره بعد از انقلاب را طی نماید.
ثانیاً یک انقلاب زمانی ثمر میدهد و میتواند آرمانها و آرزوهای یک جامعه را برآورده سازد که بندهای پنج گانه ۱ ـ استعمار ۲ ـ استثمار ۳ ـ استحمار ۴ ـ استبداد ۵ ـ استعباد را بگسلد ولیکن انقلاب اسلامی هنوز نتوانسته است این بندها را باز کند و به همین سبب است که دچار بحران شده و مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را به سادگی حل ننموده و برای معضلات راه حل اساسی نیافته است.
بحران زمانی در یک جامعه پدید میآید که آن جامعه دچار معضلات زیر باشد: ۱ ـ ناکارآمدی مدیران ۲ ـ فرار مغزها ۳ ـ عدم گردش نخبگان متاسفانه در حال حاضر جامعه ما دچار این مصائب و مشکلات میباشد
یک انقلاب، دو چیز را در خود میپروراند: یکی وضعیت انقلابی است و دیگری نتایج انقلاب. وضعیت انقلابی در ایران متشکل بود از مراحل تظاهرات، اعتصابات و قیام مسلحانه و نتایج انقلاب در عملکردهای دولتهای بعد از انقلاب دیده میشود.
متاسفانه انقلاب اسلامی ایران که با مقاله استعمار سرخ و سیاه به اصطلاح به قلم احمد رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات در ۱۷ دی ماه ۱۳۵۶ به چاپ رسید شروع شد و ریشه عمیقی در تاریخ نداشت، بلکه به یکباره جرقهای زده شد و مردم به خیابانها ریختند و حدود ۱۳ ماه وضعیت انقلابی به طول انجامید و این مدت برای ریشه دار شدن یک انقلاب بسیار کم میباشد و به همین سبب هم بود که اهداف انقلاب محقق نشد و این انقلاب به سرعت فرزندان خود را خورد، همچنانکه انقلاب مشروطیت نیز به همین دلیل نتوانست محقق شود، زیرا مردمی که برای برپا کردن عدالت خانه قیام کرده بودند به آن قانع نشدند و خواهان تأسیس مجلس شورا و حکومت مشروطیت شدند و به یکباره انقلاب مشروطیت از هدف اولیه خود منحرف گردید و انقلاب، بعد از چندین سال راه شکست را پیمود و اختلافی که بین مشروطه خواهان و مشروعه خواهان پیش آمد حکایت از همین میکند و متاسفانه انقلاب مشروطه نیزدارای ریشه و ماهیت تاریخی نبود.
به نظر من انقلاب اسلامی از زمانی در فکر مردم ایران پدیدار گردید که انقلاب مشروطیت شکست خورد و شیخ فضل الله نوری اعدام گردید. گرچه در آن دوران مردم در فکر انقلاب اسلامی نبودند ولیکن به انقلاب دیگری فکر میکردند که انقلاب مشروطیت را از بن بست دیکتاتوری رضاخانی نجات دهد.
♦ درباره شکوه انقلاب اسلامی
باید بگویم تاکنون چهار انقلاب بزرگ در دنیا رخ داده است و بقیه انقلابات از نظر ماهیت و محتوا زیر مجموعه این انقلابا ت میباشد.
به غیر از انقلاب فکری اروپا تحت عنون رنسانس و انقلاب صنعتی انگلستان چهار انقلاب دیگر که در بزرگی زبانزد عام و خاص میباشند عبارتند از:
۱ انقلاب کبیر فرانسه که در سال ۱۷۸۹ اتفاق افتاد یک انقلاب سرمایه داری و بورژوازی بود یعنی مردم فرانسه نظام اقتصادی فئودالی را به نظام سرمایه داری تبدیل کردند و پیامد آن اعلامیه جهانی حقوق بشر و حقوق شهروندی بود و با این که تاکنون ۹ بار قانون اساسی فرانسه تغییر کرده است ولیکن هنوز عظمت و بزرگی این انقلاب پابرجا میباشد زیرا انقلاب کبیر فرانسه بر سه اصل بنا شده بود ۱ ـ جدایی حکومت از روحانیت ۲ ـ حکومت طبقه متوسط بر کشور ۳ ـ مردم میباید به حقوق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خود آگاه شوند. و نیز قابل ذکر این که انقلاب فرانسه حدود ۲۰۰ سال عمق و ریشه تاریخی داشته است و مردم عجولانه دست به انقلاب نزدند تا بعد از مدتی دچار رکود و عقب گرد گردند و بقیه انقلابهایی که ماهیت سرمایه داری داشتهاند مانند انقلاب بلژیک، انقلاب انگلیس زیر مجموعه انقلاب کبیر فرانسه بودهاند.
۲ انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه که یک انقلاب سوسیالیستی بود و نظام فئودالیته روسیه را به نظام سوسیالیستی تبدیل کرد گرچه این انقلاب راه انحراف پیمود ولیکن در مجموع قابل تحسین و تجلیل میباشد و دیگر انقلابهایی که ماهیت سوسیالیستی داشتند مانند انقلاب کوبا، انقلاب چین زیر مجموعه انقلاب اکتبر روسیه بودهاند.
۳ انقلاب الجزایر که در سال ۱۹۶۲ به پیروزی رسید در سال ۱۹۵۵ جرقه آن زده شد و با دادن یک میلیون کشته یک انقلاب به تمام معنی ملی بود و انقلاب نیکاراگوئه و دیگر انقلابات که ماهیت ملی و وطنی داشتند زیر مجموعه این انقلاب میباشند.
۴ انقلاب اسلامی ایران تنها انقلاب ملی، مذهی میباشد که بعد از آن دیگر انقلابی بدین ماهیت در جهان صورت نگرفته است گرچه بعضی از کشورهای اسلامی کوشش نمودند تا انقلابی مشابه انقلاب اسلامی ایران انجام دهند ولیکن موفق نشدند.
انقلاب اسلامی ایران تنها یک سال قدمت تاریخی داشت و شاید به همین جهت میباشد که تاکنون نتوانسته است به آرمانها و آرزوهای مردم جامه عمل بپوشاند.
♦ انقلاب باید ریشه در تاریخ داشته باشد
هر انقلابی باید ریشه در زمان و تاریخ یک کشور داشته باشد مثلاً انقلاب هند ۹۹ سال قدمت و ریشه در تاریخ دارد و انقلاب فرانسه ۲۰۰ سال ریشه در زمان دارد به همین سبب اینها انقلابهای پیروزی بودهاند و توانستهاند تا اندازهای به آرمانها و اهداف مردم آن کشور جامه عمل بپوشانند ولیکن انقلاب الجزایر با ۷ سال قدمت نتوانست بدان صورت در حکومت بعد از انقلاب موفق باشد و انقلاب ایران و انقلاب نیکاراگوئه چون زیاد ریشه در تاریخ نداشتند نتواستند در جهت اهداف مردم جامعه اشان موفق باشند.
و نیز در ۱۷ دی ماه ۵۶ به دنبال مقالهای در روزنامه اطلاعات جرقه انقلاب زده شد ولیکن مردم فقط مقلدانه به دنبال رهبری و با فرمایشات ایشان به خیابانها ریختند و لیکن نمیدانستند برای چه انقلاب میکنند و از انقلاب چه میخواهند به همین سبب بود که اریک رولو سردبیر لوموند در آن ایام میپرسند انقلاب امام خمینی را پدید آورد یا امام خمینی انقلاب را پدید آورد و در این مورد غلامحسین صدیقی از ملیون دوران نهضت ملی چه جالب میگوید که مردم ایران میدانند چه نمیخواهند ولی نمیدانند چه میخواهند و مردم ایران هم میدانستند که شاه را نمیخواهند ولی نمیدانستند چه چیزی را باید جایگزین سلطنت کنند و با این که بیش از ۳۰ سال از انقلاب اسلامی میگذرد هنوز مردم نمیدانند برای چه انقلاب کردهاند.
متاسفانه مردم ایران در آن دوران نمیتوانستند پنج واژه رااز هم تشخیص دهند و آن پنج واژه عبارت بودند از:
۱ ـ تغییر: جابجایی حاکمان یک کشور تغییر میباشد مثلاً در اتیوپی هایله سلاسی جای خود را با منگیستو هایله ماریام رهبر چپ گرای مارکسیست این کشور بدون خونریزی عوض کرد در اوایل دوران بعد از انقلاب گروههای چپ و کمونیست در ایران ادعا میکردند که در اتیوپی و آنگولا انقلاب شده است زیرا یک تغییری در سیاست داخلی و خارجی این کشورها رخ داده است و مثلاً حاکم اولی گرایش به قطب سرمایه داری و آمریکا داشته است و حاکم دومی از اودموکرات تر بوده و گرایش به قطب کمونیستی و شوروی داشته است و نیز گروههای اسلامی و راست در برابر آنان مدعی بودند که در لیبی و سوریه نیزانقلاب اتفاق افتاده در حالی که پرواضح است که نه ادعادی چپ گرایان صحت داشت و نه ادعای راستگرایان و آنها خود میدانستند چه می گویند ولی مردم نمیتوانستند آن را تشخیص دهند و فکر میکردند که واقعاً در این جوامع انقلاب اتفاق افتاده است.
۲ ـ تحول: جابجایی دولتها در یک کشور و استمرار محور اصلی در آن کشور تحولی ایجاد میکرد نه انقلابی مثلاً در دوران انقلاب هویدا جای خود را به جمشید آموزگار داد و بعد از آن شریف امامی آمد و بعد از آن ازهاری و بختیار، در حالی این جابجاییها انجام میشد که هنوز محور که شاه بود، مستحکم بر مواضع خود ایستاده بود و زور و دیکتاتوری بر کشور حاکم بود.
۳ ـ شورش و کودتا: کشورهای زیادی میتوان نام برد که در آنها کودتا رخ داده است ولیکن این کودتاها منجر به انقلاب نشده است مثلاً در بولیوی کودتاهای زیادیاتفاق افتاده و یا در گینه و لیبی و سوریه نیز کودتا رخ داده است ولیکن منجر به انقلاب نشده است زمانی در یک کشور انقلاب میشود که توده مردمی در یک جنبش همگانی بر علیه نظام حاکم دست به شورش میزنند و نظام موجود را سرنگون میکنند.
۴ ـ اصلاح یا رفرم: کشورهای زیادی را میتوان نام برد که در آن کشورها یک اصلاح اجتماعی، سیاسی و اقتصادی روی داده است، مثلاً ادعای شاه ایران در مورد انقلاب شاه و ملت در ۶ بهمن ۱۳۴۱ و باز شدن فضای سیاسی و اجتماعی در ۱۳۴۰ به وسیله علی امینی که آنها همه اصلاح و رفرم بودند نه انقلاب.
۵ ـ انقلاب: انقلاب زمانی در یک کشور به وقوع میپیوندد که تودههای مردم در ابعاد مختلف نمیتوانند نظام حاکم را تحمل کنند و دست به تظاهرات و اعتصابات و شورشهای مسلحانه میزنند مثلاً میتوان از انقلاب مصر، انقلاب الجزایر، انقلاب مکزیک نام برد.
عواملی که باعث پیروزی انقلاب اسلامی شد
مردم ایران فکر میکنند با ریختن هزار نفر، ده هزار نفر، صد هزار نفر به خیابانها انقلاب شکوهمند اسلامی پا گرفت در حالی که این چنین نبود و در پشت پرده رایزنیها و عوامل مختلفی باعث پیروزی انقلاب اسلامی گردید از جمله:
۱ ـ نقش رهبری آیت الله خمینی به عنوان یک مرجع تقلید و به عنوان یک رهبر مذهبی مردم را به حرکت درآورد و اعلامیهها و سخنرانیهای امام در بعد مذهب و این که شیعه و اسلام در ایران در خطر است احساسات مذهبی مردم را تحریک کرد و تودهها به خیابانها ریختند به همین دلیل انقلاب ایران را یک انقلاب شاذ و نادر مینامند زیرا یک انقلاب ملی مذهبی بود.
میشل فوکو جامعه شناس فرانسوی میگوید: مردم ایران از یک چیز بیشتر از چیزهای دیگر خنده اشان میگیرد و آن این که دین افیون تودهها است؛ پس این چه محرکی بود که مردم را به حرکت درآورد به غیر از دین و احساسات مذهبی آیا میتوان از چیز دیگری یاد کرد.
۲ ـ نقش روحانیون و معممین در تشویق و تحریک مردم، زیرا روحانیون از دوران گذشته در حسینیهها و مساجد از پایگاه و جایگاه مردمی برخوردار بودند و در دورن انقلاب مساجد اماکن تجمع مردم بود و مردم ایران برای روحانیون و متولیان مساجد و امامان جماعت احترام خاصی قائل بودند به همین دلیل سخنان روحانیون برایتحریک مردم نافذ واقع میشد.
۳ ـ نقش روشنفکران در داخل و خارج کشور را نمیتوان نادیده گرفت. دانشگاههای کشور از مراکز مهم پایگاه سیاسی در تمام دوران محسوب میشود. شاید هیچ وقت نتوان حوادث روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ را به فراموشی سپرد. شاید هیچ وقت نتوان تحصن اساتید در مسجد دانشگاه تهران در دوران انقلاب را فراموش کرد و نیز کسانی که همراه امام خمینی از نجف به پاریس آمدند هیچ وقت فراموش شدنی نیستند. گرچه این روشنفکران اطراف امام هر یک سرنوشت جداگانه پیدا نمودند. بعضی از آنان از کشور مهاجرت کردند و بعضی دیگر اعدام شدند و بعضی زندانی و بعضی منزوی گردیدند. با نگاهی گذرا به اقامت امام در پاریس که به همراهی دکتر ابوالحسن بنی صدر، صادق طباطبایی، ابراهیم یزدی، صادق قطب زاده و افراد دیگری بود میتوان برداشت نمود که اینان بودند که رهبری انقلاب را مشاوره میدادند و باعث تحریک مردم و بسط و گسترش خبرها از طریق رسانههای جهانی میشدند ولیکن همیشه گفتهاند انقلاب فرزندان صادق خود را میخورد. به قول یکی از روشنفکران و مشاوران امام در دوران انقلاب، روشنفکران فقط تا زمانی در این انقلاب نقش داشتند که امام در ۱۲ بهمن پای خود را در فرودگاه از هواپیما پایین نگذاشته بود و همین که امام پای خود را پایین گذاشت دیگر نقش روشنفکران به پایان رسید و الان مشاهده میکنیم کسانی که همراه امام در فرودگاه بودند، همه تصاویرشان سانسور شده است و هیچ عکسی از آنها به چشم نمیخورد و حتی نخست وزیر مورد وثوق (مهندس بازرگان) امام چگونه مورد بی مهری حکومتیان قرار میگیرد که در دوره چهارم ریاست جمهوری رد صلاحیت میشود.
۴ ـ تماسهای سرّی اعضای شورای انقلاب با سفارت آمریکا و رایزنیهای آنان با ژنرال هایزر نقش اساسی در فروکشی کشت و کشتار رژیم شاه داشت. ملاقات هایمکرر دکتر بهشتی، موسوی اردبیلی و مهندس بازرگان با سولیوان و ژنرال هایزر در منزل فریدون سحابی کمک زیادی به پیروزی انقلاب اسلامی ایران کرد ولیکن تنگ نظران و انحصارطلبان تداعی میکردند که اگر این مطالب را بیان کنند که بعضی از اعضای شورای انقلاب با این افراد ملاقات کردهاند مردم این رایزنیها را خیانت قلمداد میکنند و طرح این مسائل توهین و افترا و بی مهری نسبت به این آقایان است و حتی در زمانی که دانشجویان پیرو خط امام سفارت آمریکا را به اشغال خود درآوردند اسنادی را که در رابطه با ملاقات بعضی از اعضای شورای انقلاب با سفارت آمریکا بود افشا ننمودند زیرا آنها به علت خام بودن و ناپختگی و جوانی و عدم اطلاع از مسائل سیاسی قلمداد میکردند طرح این مسائل در آن موقعیت خیانت به انقلاب میباشد و مردم پسند نخواهد بود در حالی که نمونههای بارزی در جهان میتوان سراغ کرد مثلاً رهبران ویتنام شمالی در حالی که با ویتنام جنوبی در حال جنگ بودند در پاریس با فرانسویان که حامیان ویت کنگ ها بودند مذاکره میکردند و از هویت کشور خود و منافع و مصالح کشور خود دفاع مینمودند تا شاید بدین طریق از جنگ و خونریزی جلوگیری نمایند و نیز گاندی در زندان با انگلیسها ملاقات میکرد تا بتواند از منافع ملی کشور خود دفاع کند و احمد بن بلا رهبر انقلاب الجزایر با فرانسویان درزندان ملاقات میکرد تمام این رایزنیها افتخار یک کشور باید قلمداد شود نه خیانت به مردم کشور، زیرا تمام این کارها قدرت و جسارت میطلبد که انسانی خود را به خطر بیندازد و مذمت مردم را تحمل کند تا بتواند از منافع و مصالح ملی کشور خود دفاع کند.
۵ ـ تماسهای مکرر داریوش فروهر که از طرف امام مأمور شده بود با ارتشیان تماس و ملاقات داشته باشد تا شاید این برادران دست از کشت و کشتار مردم بکشند و بی طرفی خود را اعلام نمایند از عوامل مؤثر در پیروزی انقلاب اسلامی بود. علت اعتماد امام به داریوش فروهر از این جهت بود که سید مصطفی خمینی فرزند امام مدتی در زندان با داریوش فروهر هم سلول بود و صفا و صداقت و وطن پرستی او را برای امام شرح داده بود و ما دیدیم که چگونه پاداش زحمات داریوش فروهر و همسرش در آذر ۷۷ با قطعه قطعه کردن آنها داده شد.
۶ ـ کنفرانسی که در دی ماه ۱۹۷۹ در جزیره گوادولوپ برگزار شد و در آن سران چهار کشور بزرگ جهان فرانسه، انگلیس، آمریکا و آلمان شرکت کردند و با عدم حمایت خود از رژیم پهلوی کمک بزرگی به پیروزی انقلاب اسلامی ایران نمودند. در این کنفرانس جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا، اشمیت صدراعظم آلمان، والریژیسکاردستن رئیس جمهور فرانسه و جیمز کالاهان نخست وزیر انگلیس شرکت داشتند.
دراین کنفرانس مذاکراتی پیرامون انقلاب ایران، جنک کامبوج، خشونت در آفریقای جنوبی، نفوذ روزافزون شورویها در خلیج فارس، کودتای افغانستان و ناآرامیهای ترکیه صورت گرفت.
در این کنفرانس رئیس جمهور آمریکا و نخست وزیر انگلیس معتقد بودند که کار شاه تمام است و باید از ایران خارج شود. در همین کنفرانس تصمیم گرفته شد که دیگر کشورهای غربی و آمریکا از رژیم شاه حمایت نکنند و همین مسئله باعث تسریع در پیروزی انقلاب اسلامی شد.
۷ ـ ملاقات وارن زیمرمن مشاور سیاسی دولت آمریکا در سفارت پاریس با ابراهیم یزدی که در ۵ نوبت انجام شد خود از عوامل مؤثر در دوران پیروزی انقلاب بود.
۸ ـ تماسهای مکرر نماینده والری ژیسکاردستن رئیس جمهوری فرانسه با امام خمینی در پاریس که حاوی پیامهایی از جانب دولت جیمی کارتر بود نیز قابل توجه میباشد.
۹ ـ اعلام بی طرفی سران ارتش در روز ۲۲ بهمن ۵۷ و مخصوصاً امان خواستن ارتشبد قره باغی از مهندس بازرگان نتیجه رایزنیهای قبلی اعضای اپوزیسیون با ارتشیان بوده است.