علل سقوط

image_pdfنسخه pdfimage_printنسخه چاپی

گفتگوی مسعود خادمی با دکتر موسویان

رئیس شورای مرکزی جبهه ملی

دکتر موسویان با شروع مجدد فعالیت‌های جبهه ملی در سال ۵۶ به عضویت هیأت اجرایی جبهه ملی درآمد و در کنار مهدی آذر و اصغر پارسا مسؤولیت اداره پیام جبهه ملی را عهده دار شد. او در سال ۱۳۶۱ در پی اعتراض جبهه ملی به لایحه قصاص و صدور حکم ارتداد جبهه ملی از سوی بنیانگذار انقلاب و غیر قانونی اعلام شدن این حزب و به محاق رفتن فعالیت‌های آن همانند سایر اعضا روزگار سختی را گذرانید و سیاست صبر و انتظار را تا تشکیل جبهه ملی پنجم پیشه کرد. با تشکیل شورای ملی پنجم توسط ادیب برومند و به همراهی پرویز ورجاوند و حسین شاه حسینی و علی اردلان وحسن لباسچی هیأت اجرایی را تشکیل و بعد از پلنوم به عضویت شورای مرکزی و پس از آن به ریاست کمیته تشکیلات و ریاست هیأت اجرایی انتخاب و بعد از فوت ادیب برومند و حسین شاه حسینی به ریاست شورای مرکزی انتخاب گردید.
مصاحبه‌ای که می‌خوانید به جهت نزدیکی فکری دکتر موسویان به بنیان گذار جبهه ملی وعضویت چندین ساله ایشان در این تشکل سیاسی قابل تأمل است.

جناب آقای موسویان با توجه به تحولات سیاسی داخلی منتهی به کودتا و انتقادات جبهه ملی به حزب توده و تحولات ناشی از جنگ سرد و قدرت حزب توده تا چه میزان این پارامتر را درتحولات مربوط به کودتای ۲۸ مرداد مؤثر می‌دانید؟
البته رقابت بین اتحاد جماهیر شوروی وغرب و در رأس بلوک غرب، آمریکا به شکل بارزی وجود داشت وحزب توده طرفدار شوروی هم حزب قدرتمندی بود، که هم نیروی تشکیلاتی و هم سازمان نظامی قابل توجهی داشت. اما باتوجه به قدرت نیروها واحزاب ملی و با توجه به اینکه جامعه ایران در آن زمان به شدت تحت تأثیر نهضت ملی و کاریزمای رهبر آن دکتر محمد مصدق بود واز سوی دیگر با توجه به نفوذ مذهب در توده‌های مردم، شانس اینکه حزب توده در آن زمان بتواند قدرت را در دست گیرد خیلی کم بود وانگهی ایران برای غرب آن چنان موقعیت خاص ومهم ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک داشت که غرب به هیچ وجه اجازه روی کار آمدن یک رژیم کمونیستی و وابسته به شوروی را در ایران به اتحادشوروی نمی‌داد و خود اتحاد شوروی هم با علم به این وضعیت خاص در آن زمان قصد گرفتن حکومت در ایران را نداشت. باید به خاطر داشته باشیم که حتی در سال ۱۳۲۵ شوروی پشت حکومت فرقه پیشه‌وری را در آذربایجان خالی کرد و از آن‌ها حمایتی به عمل نیاورد وبا یک اولتیماتوم ترومن، به استالین، فرقه دموکرات پیشه وری از هم پاشید و آذربایجان نجات یافت. درباره نفوذ مذهب باید اشاره کنم که در یک سال حکومت فرقه دموکرات در آذربایجان با اینکه دولت فرقه محصولات کشاورزی را به کشاورزان واگذار کرده بود، بسیاری از کشاورزان سهم گندم و جو مربوط به مالکان زمین‌های کشاورزی را که در انبارهای خود نگاه‌داشته بودند را بعد از سقوط فرقه دموکرات، سهم مالکان یا اربابان را به آن‌ها تحویل دادند. زیرا سهم اربابان را برای خود مال حرام می‌دانستند.

آیا خطر تهدید افتادن کشور به دست کمونیست‌ها واقعی بود؟
خیر، با توجه به آنچه گفتم چنین خطری محتمل نبود. و رویدادهای افغانستان درسال های بعد نشان داد که چگونه کودتای کمونیستی و دخالت شوروی در افغانستان نتوانست کاری از پیش ببرد و شوروی چگونه در آن جا زمین گیر شد. ولی به هر حال اتحاد جماهیر شوروی برای غرب یک نیروی بازدارنده قابل محاسبه تلقی می‌شد و غرب برای کودتا در ایران نمی‌توانست بی‌گدار به آب بزند. اما در نیمه اسفند ۱۳۳۱ ژوزف استالین دیکتاتور مقتدر شوروی بگونه ای مرموز و ناگهانی درگذشت و با مرگ استالین، درگیری و جنگ قدرت بین سردمداران کاخ کرملین شروع شد و به هر صورت اتحاد شوروی سرگرم و درگیر مشکلات داخلی خود گردید و تاحد زیادی از توجه به مسائل خارجی و بین‌المللی غافل شد ولذا انگلیس و آمریکا موقعیت را برای انجام کودتا بر علیه دولت ملی مصدق مناسب دیدند و اقدام کردند. البته انگلیس و آمریکا طرح کودتارا در مراحل آخر به اطلاع اتحاد شوروی هم رسانیدند ونظر مثبت این کشور را هم جلب کردند به طوری که اتحاد شوروی حتی اجازه مقابله با کودتا را به حزب توده نداد و حزب توده را در پیش پای سازش خود با غرب قربانی نمود. واز طرف دیگر اتحاد شوروی که ۱۱ تن طلای مطالبات ایران را به دولت ملی مصدق نمی‌داد، اندک زمانی پس از کودتا این ۱۱ تن طلا را به دولت زاهدی که برخاسته از کودتای سازمان سیا و اینتلجنت سرویس بود در ۲۸ مرداد ۳۲ تحویل داد.

به چه علت اتحاد جماهیرشوروی با کودتا علیه دولت ملی مصدق موافقت کرد و ۱۱ تن طلای طلب ایران را به دکتر مصدق نداد و به دولت کودتا داد؟
اتحاد جماهیر شوروی به عنوان سردمدار اردوگاه کمونیسم و رهبر بلوک شرق با یک دولت ملی و دموکرات وپیشرفت های اقتصادی وسیاسی و اجتماعی که در سایه حکومت ملی، نصیب ملت ایران می‌شد موافق نبود زیرا وجود چنین دولتی را در ایران مخالف ایجاد شرایط برای نفوذ خودو برآورده شدن اهداف توسعه طلبانه ایدئولوژیک خود می‌دانست و لذا با انگلیس و آمریکا در موردکودتا موافقت کرد و ۱۱ تن طلای بدهی خود به ایران را هم با وجود مطالبه مکرر دکترمصدق به اونداد و بعد به دولت کودتا تحویل داد وحزب توده را هم قربانی سیاست‌های خود نمود.
در روز ۳۰ تیر ۳۱ مردم در حمایت از مصدق به خیابان‌ها آمدند و آنروز روز قیام ملی اعلام شد، ولی در ۲۸ مرداد ۳۲ این مردم نبودند بلکه گروه‌های سازمان یافته بودند که در حمایت از شاه به خیابان آمدند. شما علت عدم توفیق مصدق در آوردن مردم به خیابان‌ها را چه می‌دانید؟
بعد از شکست مرحله اول کودتا در ۲۵ مرداد، خیابان‌ها شاهد تظاهرات و پائین کشیدن مجسمه‌های شاه و رضاشاه و درخواست برقراری جمهوری توسط مردم بود و شاه هم همان صبح ۲۵ مرداد با شنیدن خبر شکست کودتا از رامسر با هواپیمای شخصی خود به بغداد و از آن جا به رم گریخته بود. دکتر مصدق برای کنترل اوضاع و جلوگیری از درگیری‌ها، عصر روز ۲۷ مرداد دستور داد که مردم دیگر به خیابان‌ها نیایند و تظاهرات نکنند ونیروهای مردمی و احزاب ملی بااین دستور از آمدن به خیابان خودداری کردند و در روز ۲۸ مرداد خیابان از نیروهای طرفداردولت ملی خالی ماند و دستجات اراذل و اوباش مزدور کودتاچیان که با دلارهای پخش شده توسط آیت الله بهبهانی اجیر شده بودند همراه زنان نگون بخت محله بد نام تهران و برخی نیروهای نظامی وطن فروش تحت امر «کرمیت روزولت» فرمانده عملیات کودتا از موقعیت استفاده کرده وبه خیابان‌ها آمدند، به مراکز احزاب ملی و دفتر روزنامه‌ها هجوم بردند و خیلی از مراکز را به آتش کشیدند و فرستنده رادیو را اشغال و از طریق صدای رادیو شروع به ایجاد رعب و وحشت وتخریب روحیه مردم نمودند وسپس به خانه نخست وزیر با توپ وتانک حمله نموده، به تخریب وآتش زدن آن مبادرت کردند البته باید خاطر نشان کرد که دکتر مصدق در همان ساعات پیشنهاد برخی ازیاران خود را مبنی بر فراخوان کردن مردم ومسلح کردن آنان برای مقابله با نظامیان و اراذل را ردکرد؛ چون به هیچ وجه با درگیری و خونریزی وجنگ داخلی موافق نبود.

در این چند سال اخیر و شاید از مدتها قبل در بین محافل شبه روشنفکری کشور برای برون رفت کشور از مشکلات مبتلابه، عده‌ای معتقد به حضور یک نظامی قدرتمند و شخصیتی چون رضاشاه هستند!. چرا کسی فکر نمی‌کند بیشتر از آن چیزی که به رضاشاه نیاز باشد به مصدق نیاز داریم به کسی که بتواند دست به اصلاحات عمیق و بنیادین بزند و حضور خیلی‌ها را از نفوذ در قدرت کم نماید و نهادهای موازی و مزاحم قدرت ملی را کم کند؟
متاسفانه ملت مظلوم و محروم ایران که از قبل از انقلاب مشروطیت تا کنون به مدت بیش از ۱۱۳ سال به دنبال آزادی و استقلال بوده و جز برهه‌هایی کوتاه، به دموکراسی و حاکمیت ملی واستقلال پایداری دسترسی پیدا نکرده است. لذا برخی با کوتاه اندیشی و به غلط فکر می‌کنند که ما ملت ایران شایسته مردم سالاری و آزادی نیستیم و همواره باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنیم و نباید بین خوب و خوب‌تر، بهترین را برگزینیم. آن کوتاه اندیشان به غلط فکر می‌کنند که ما ملت شایسته مردم سالاری نیستیم و باید همیشه یک دیکتاتور بالای سرمان باشد و هیچگاه فکر نمیکنندکه دیکتاتوری به هر نوع و در هر لباس جز پس رفت و فساد و عقب ماندگی چیزی در بر ندارد ونمی‌دانند که اگر در زمان رضاشاه چند کار عمرانی هم صورت پذیرفت خیلی کمتر از اقتضای زمان بود و نسبت به امکاناتی که در این کشور وجود دارد، پیشرفت و عمران و آبادی بسیار کند بود. رضا شاه با برقراری استبداد و اختناق و کشتن شخصیت‌های ملی و آزادیخواه، نویسندگان وشعرا ودگراندیشان، و تشکیل مجالس قلابی و فرمایشی از دوره ششم تا دوره سیزدهم، ملت ایران راازداشتن حاکمیت ملی محروم نمود. در زندان‌ها چه لب‌ها که ندوخت وچه آمپول هواهایی که دررگ زندا نیان نزد. راه آهن را به جای شرقی غربی و احیای جاده ابریشم که بسیار با منافع ملی ایران منطبق بود، مطابق میل انگلیس‌ها از جنوب به شمال کشید تا با پول ملت ایران ارتباط روس و انگلیس برای مقاصد نظامی آن‌ها برقرار شود. قرارداد نفت ۶۰ ساله دارسی را که در سال ۱۳۱۲ سی ودوسال از آن سپری شده بود، ظاهراً به عنوان اعتراض، در بخاری انداخت وسوزاندولی در عمل بجای آن قرارداد جدیدی برای مدت ۶۰ سال امضاء کرد یعنی در حقیقت ۳۲ سال به مدت قرارداد دارسی و چپاول نفت ایران توسط انگلیس افزود. کج اندیشان باید بدانند که تنها درسایه آزادی و حاکمیت ملی است که اعتلا و شکوفایی و پیشرفت و توسعه به دست می‌آید. کما اینکه در مدت کوتاه ۲۸ ماهه زمامداری دکترمصدق ده‌ها طرح مفید و اثرگذار و ماندگار در جامعه ایران صورت پذیرفت و تنها دورانی رقم خورد که بیلان اقتصادی کشور ما بدون فروش نفت مثبت گردید یعنی صادرات ما از واردات پیشی گرفت.

منحل شدن مجلس هفدهم چه تاثیرات منفی در سقوط دولت ملی داشت؟
برخی رفراندوم دکترمصدق برای منحل کردن مجلس هفدهم را یک اشتباه از طرف او قلمداد می‌کنند و می‌گویند که اگر مجلس تعطیل نمی‌شد شاه به عزل مصدق و کودتا اقدام نمی‌کرد. این نظریه از پایه و اساس مردود است. زیرا اکنون که اسناد محرمانه کودتا منتشر شده، معلوم گشت که طرح کودتا از مدت‌ها قبل از رفراندوم ریخته شده بوده و توطئه ۹ اسفند ۳۱ و ربودن قتل سرلشکر افشارطوس در اردیبهشت ۳۲ پیش در آمد کودتا بوده است و اصولاً برای ساقط کردن دولت ملی قرار بر این بوده که این کار در مرحله اول با استیضاح مصدق توسط مجلس ودادن رأی عدم اعتماد به او صورت بگیرد و دکترمصدق با هوشیاری و زیرکی تمام با مطرح کردن رفراندوم و انحلال مجلس این قسمت از طرح آنان را ناکام گذاشت. مجلس هفدهم بارها نشان داده بود که در آن یک اکثریت اصیل و ملی و سالم و هوادار دولت ملی وجود ندارد. انتخابات این دوره مجلس با دخالت‌های دربار، ژاندارمری و ارتش و مالکان بزرگ طوری مخدوش بود که دکترمصدق ناگزیر شد پس از انتخاب ۸۰ نماینده از ۱۳۶ نماینده، ادامه انتخابات را متوقف کند؛ بنابراین انتخابات نیمه کاره ماند. این مجلس ۸۰ نفره در ابتدای کارش آقای حسن امامی، امام جمعه رابه ریاست مجلس برگزید که فردی متمایل به سیاست انگلیس و دربار بود درحالیکه کاندیدای ریاست مجلس از طرف ملیون دکتر عبدالله معظمی بود وبعد زمانی که دکترمصدق از مجلس درخواست کرد که یک نماینده برای نظارت بر چاپ اسکناس انتخاب و معرفی نماید، آن مجلس آقای حسین مکی را که در آن زمان به شدت دشمن مصدق شده بود انتخاب کرد و بالاخره در آن مجلس کارشکنی نسبت به دولت ملی وجود داشت و زمزمه استیضاح دولت در آن شنیده می‌شد و مصدق یقین داشت که آن مجلس در پی استیضاح دولت و دادن رأی عدم اعتماد و برکنار کردن دولت ملی و به هدر دادن دستاوردهای نهضت ملی شدن نفت است؛ لذا تصمیم گرفت موضوع را با مردم درمیان بگذارد و با انجام رفراندوم و رأی مردم آن مجلس را منحل نماید. دکترمصدق از هیچ کوششی برای دفاع از دولت ملی و تداوم نهضت ملی فروگذار نکرد و انحلال مجلس هفدهم با رأی مردم و برگزاری رفراندوم از مهمترین کوشش‌های اثر گذار اوست.
نقش فدائیان اسلام و افرادی مثل حسین مکی و حزب زحمتکشان چه تاثیراتی بر کودتا ۲۸ مرداد داشت؟
جمعیت فدائیان اسلام تحت تأثیر اخوان المسلمین مصر بود و افکار بنیادگرایی اسلامی وبرقراری قوانین شریعت را در سر داشت ومسلما این طرز تفکر با افکار سکولار و ترقی خواهانه و ملی گرایانه نهضت ملی تطبیق نمی‌کرد و لذا، این جمعیت با دکترمصدق و نهضت ملی به هیچ وجه همدلی نداشت. نشانه بارز آن ترور دکترحسین فاطمی وزیر خارجه شجاع دکترمصدق درمراسم سالگرد محمد مسعود بود. فدائیان اسلام چه مستقیم و چه از طریق آیت الله کاشانی مصدق را که به شدت مشغول مبارزه با استعمار و استبداد وابسته به بیگانه بود برای اجرای قوانین شرع زیر فشار گذاشته بودند. اما مصدق هیچگاه تسلیم نظریات آنان نگردید که البته مخالفت و کار شکنی آنانرا به دنبال داشت. تا آنجا که آیت الله کاشانی نقش برجسته‌ای در اجرای کودتای ۲۸ مرداد ایفا کرد که اسناد آن اکنون منتشر شده است. حسین مکی که در آغاز از فعالان جبهه ملی بود پس از ۳۰ تیر ۳۱ به اردوی مخالفان پیوست و از درون به جبهه ملی خنجر زد و به همین ترتیب دکتر مظفربقایی و حزب زحمتکشان او در مقابل مصدق ایستاد. تا جایی که دکتر بقایی در توطئه ربودن و قتل سرلشکر افشارطوس رئیس شهربانی کل کشور در دولت ملی مصدق، شرکت مستقیم داشت ودراسناد منتشر شده اخیر وابستگی او به سازمان اطلاعاتی آمریکا «سیا» نشان داده شده است. متاسفانه همواره در جنبش‌های آزادیخواهانه و استقلال طلبانه ملت ایران پدیده رخنه و نفوذ عوامل بیگانه وجود داشته و باعث عقیم شدن این جنبش‌ها گردیده است.

image_pdfنسخه pdfimage_printنسخه چاپی
اشتراک‌گذاری