1

مهم‌ترین حوادث سیاسی ایران از دهه ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰‏

مهم‌ترین حوادث سیاسی ایران از دهه ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰

 

 

۳ اسفند ۱۲۹۹

کودتای نظامی توسط رضاخان و هم‌دستی سید ضیاءالدین طباطبایی

 

۹ دی ۱۳۰۰

عضویت ایران در جامعه ملل

 

۱۴ دی ۱۳۰۰

تشکیل ارتش شاهنشاهی ایران

 

۹ آبان ۱۳۰۴

انقراض سلسله قاجاریه- تأسیس سلسله پهلوی

 

۱۷ دی ۱۳۱۴

کشف حجاب رضاخانی

 

۲۵ شهریور ۱۳۲۰

حمله متفقین به ایران و برکناری رضاشاه

 

۲۶ شهریور ۱۳۲۰

سوگند پادشاهی محمدرضا شاه

 

۲۱ آذر ۱۳۲۴

غائله فرقه دموکرات آذربایجان

 

۲۹ اسفند ۱۳۲۹

تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت

 

۳۰ تیر ۱۳۳۱

قیام مردم برای بازگشت مصدق به نخست‌وزیری

 

۲۸ مرداد ۱۳۳۲

کودتای نظامی با رهبری سرلشکر زاهدی

 

۲۷ دی ۱۳۳۴

تیرباران شهید مجتبی نواب صفوی رئیس جمعیت فداییان اسلام، خلیل طهماسبی، مظفر ذوالقدر و محمد واحدی ۳ تن از اعضای فداییان اسلام

 

 

۱۹ دی ۱۳۴۱

تصویب اصلاحات ارضی

 

۶ بهمن ۱۳۴۱

برگزاری رفراندوم لوایح شش گانه-انقلاب سفید

 

۱۵ خرداد ۱۳۴۲

تظاهرات مردم در تهران و قم علیه دولت اسدالله علم و دستگیری آیت‌الله خمینی

 

۱۲ مهر ۱۳۴۲

اعطای حق کاپیتولاسیون به شهروندان آمریکا

 

۱۸ فروردین ۱۳۴۳

آزادی آیت‌الله خمینی پس از ده ماه حصر و زندان

 

۱۳ آبان ۱۳۴۳

تبعید آیت‌الله خمینی به ترکیه

 

۲۰ مهر ۱۳۵۰

برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی

 

۱ آبان ۱۳۵۶

رحلت مصطفی خمینی

 

۱۹ دی ۱۳۵۶

قیام مردم قم علیه حکومت پهلوی

 

۲۹ بهمن ۱۳۵۶

قیام مردم تبریز

 

۲۸ مرداد ۱۳۵۷

آتش‌سوزی سینما رکس آبادان

 

۱۷ شهریور ۱۳۵۷

تظاهرات انقلابیون در میدان ژاله

 

۲۳ دی ۱۳۵۷

تشکیل شورای سلطنت با پیشنهاد علی امینی به دستور محمدرضا پهلوی

 

 

۲۶ دی ۱۳۵۷

خروج محمدرضا شاه از ایران

 

۱۲ بهمن ۱۳۵۷

بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران

 

۲۲ بهمن ۱۳۵۷

پیروزی انقلاب اسلامی ایران

 

۱۲ فروردین ۱۳۵۸

اعلام نتایج همه‌پرسی تغییر نظام از سلطنتی مشروطه به جمهوری اسلامی

 

۱۲ آذر ۱۳۵۸

رفراندوم نخستین قانون اساسی جمهوری اسلامی

 

۵ بهمن ۱۳۵۸

برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری

 

۳۱ شهریور ۱۳۵۹

آغاز جنگ هشت‌ساله ایران و عراق

 

۳۱ خرداد ۱۳۶۰

رأی مجلس به عدم‌کفایت سیاسی بنی‌صدر

 

۶ تیر ۱۳۶۰

ترور آیت­الله خامنه‌ای

 

۷ تیر ۱۳۶۰

انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و کشته شدن آیت­الله بهشتی و بیش از ۷۲ نفر از اعضای ارشد حزب

 

۲ مرداد ۱۳۶۰

برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و پیروزی محمدعلی رجایی

 

۸ شهریور ۱۳۶۰

انفجار بمب در ساختمان نخست‌وزیری و جان باختن محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر

 

۱۷ مهر ۱۳۶۰

ریاست جمهوری آیت­الله خامنه‌ای

 

 

۳ خرداد ۱۳۶۱

آزادسازی خرمشهر

 

۲۹ مرداد ۱۳۶۴ ۱۳ اسفند ۱۳۶۵

ماجرای مک‌فارلین (ماجرای ایرانکُنترا)

 

۲۷ تیر ۱۳۶۷

پذیرش قطعنامه و پایان جنگ هشت‌ساله بین ایران و عراق

 

۱۳ خرداد ۱۳۶۸

فوت آیت­الله روح‌الله خمینی رهبر انقلاب اسلامی

 

۱۴ خرداد ۱۳۶۸

برگزیده شدن آیت­الله خامنه‌ای به‌عنوان رهبر انقلاب اسلامی

 

۶ مرداد ۱۳۶۸

رفراندوم بازنگری قانون اساسی

 

۲۵ مرداد ۱۳۶۸

انتخاب اول هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری

 

۲ خرداد ۱۳۷۶

انتخاب اول خاتمی به ریاست جمهوری

 

۱۰ آذر ۱۳۷۷

افشای قتل‌های زنجیره‌ای

 

 ۱۸ تیر ۱۳۷۸

واقعه کوی دانشگاه تهران

 

۱۸ خرداد ۱۳۸۰

انتخاب دوم خاتمی

 

۲۱ دی ۱۳۸۲

تحصن در مجلس ششم

 

۳ تیر ۱۳۸۴

انتخاب اول احمدی‌نژاد

 

 

۲۲ خرداد ۱۳۸۸

انتخاب دوم احمدی‌نژاد

 

۲۵ خرداد ۱۳۸۸

راهپیمایی بزرگ در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۸۸

 

۵ دی ۱۳۸۸

جنبش سبز-تظاهرات هواداران جنبش سبز در روز تاسوعا و عاشورای حسینی

 

۲۲ دی ۱۳۸۸

ترور مسعود علی محمدی

 

۲۸ فروردین ۱۳۹۰

قهر ۱۱ روزه احمدی‌نژاد

 

۲۱ دی ۱۳۹۰

ترور مصطفی احمدی روشن

 

۲۵ خرداد ۱۳۹۲

انتخاب اول روحانی

 

۲۶ دی ۱۳۹۴

تاریخ اجرای برجام

 

۲۹ آذر ۱۳۹۵

رونمایی از منشور حقوق شهروندی

 

۱ بهمن ۱۳۹۵

انتخاب ترامپ به ریاست جمهوری امریکا

 

۲۹ آذر ۱۳۹۶

انتخاب دوم روحانی

 

۷ دی ۱۳۹۶

آغاز اعتراضات خیابانی علیه شرایط اقتصادی کشور از مشهد و کشیده شدن آن به سایر شهرها

 

۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷

خروج امریکا از برجام

 

 

۱۹ دی ۱۳۹۷

درگذشت آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی

 

۲۴ آبان ۱۳۹۸

اعتراضات مردمی و ضد حکومتی

 

۱۳ دی ۱۳۹۸

ترور حاج قاسم سلیمانی

 

۱۸ دی ۱۳۹۸

حمله موشکی سپاه به پایگاه عین الاسد – اشتباه پدافندی در هدف گرفتن هواپیمای اوکراینی

 

۲ اسفند ۱۳۹۸

انتخابات مجلس یازدهم اسفند ۹۸

 

۱۳ آبان ۱۳۹۹

انتخابات امریکا و پیروزی جو بایدن

 

۷ آذر ۱۳۹۹

ترور دانشمند هسته‌ای شهید محسن فخری زاده




صد سال شعر سیاسی ایران ‏

مریم بوربوری

با توجه به کتاب‌های نوشته شده در این زمینه و مقاله­های مختلف می­دانیم سیاست همیشه بر ادبیات مؤثر بوده است و باعث بروز تغییراتی در آن و ورود موضوعات جدید بدان گشته است.  در کتاب حماسه­سرایی در ایران اثر ذبیح­الله صفا می‌خوانیم­:« از عوامل اصلی ایجاد ادبیات به­خصوص ادبیات حماسی، مسائل سیاسی، جنگ­ها، موضوعات اقتصادی و… است.» همچنین در کتاب تاریخ تحلیلی پنج­هزار سال ادبیات داستانی اثر نادر ابراهیمی به این نکته اشاره شده است: اسلام اما یکی دین سیاسی است و همیشه چنین بوده است و در هر مکتب سیاسی، کاربرد خط­مشی کوتاه­مدت و خط­مشی درازمدت هر یک نقش و معنای خود را دارد. این است که مکتب اسلام می‌داند که اگر ناگهان سخن از آزادسازی قطعی و نهایی برده­ها بزند نظام­های سیاسی و اقتصادی جهان به­یکباره علیه اسلام رگ خواهند زد.(ابراهیمی، نادر. تاریخ تحلیلی پنج­هزار سال ادبیات داستانی، صفحه ۵)

در تاریخ ایران نوشته پنج استاد روس آمده است :« فاتحان عرب، شکل­های جدید اجتماعی با خود به ایران نیاوردند یعنی درواقع عرب­ها موفق به برداشتن قدمی در چهارچوب پیشنهادهای «تغییرات طبقاتی جامعه از نظر مارکس شود» (ابراهیمی، نادر. تاریخ تحلیلی پنج­هزار سال ادبیات داستانی، صفحه ۱۲) گر چه شکل­های جدید نیاوردند اما قرآن وارد این مرزوبوم شد.

در تاریخ بسیار زیاد به این موضوع بر می­خوریم که حکومت­ها به یکدیگر حمله کردند و در ادامه­یافتن این مسأله مردم در سرزمین­های مختلف درگیر شده­اند که نمونه­ها بسیار است: مغولان، پرتغالی­ها، ترکان، انگلیسی­ها در ایران و… در این میان هر کس در تلاش است حمله­ها را سرنگون کند و رقیب را از پای در آورد. اهل قلم نیز با نوشتن افکار و راه­های پیشنهادی در شعر، داستان، فکاهیات، طنز و… نقش ایفا می‌­کنند. در سبک­شناسی دکتر شمیسا می‌خوانیم که عامل اصلی تغییر سبک، تغییر تحولات سیاسی و اقتصادی است. که تغییر نگرش و سبک زندگی را در پی داشت. (مقاله ادبیات و سیاست، حمیدرضا تهماسبی) با توجه به نمونه­های بسیار در این زمینه، بدیهی است که در ادبیات هر سرزمینی تغییراتی وجود دارد. عواملی در دوره­ها و اعصار مختلف تاریخی در ادبیات فارسی اعم از نثر و نظم مؤثر است که ترجیحاً ابتدا به این عوامل می­پردازم:

  1. سطح علمی و اطلاعات تاریخی و عمومی شاعران و نویسنده­ها
  2. دین و افکار دینی حاکم بر جامعه
  3. وضعیت مالی شاعر
  4. شرایط سیاسی حاکم بر جامعه
  5. روحیه و ذوق شاعر و…

ناگفته نماند این مسائل نه­تنها بر شاعر بلکه بر جامعه نیز تأثیرگذار بوده است. برای مثال کافی است شاعری را در نظر بگیرید که معلومات پایینی دارد در صورتی که جامعه دارای معلومات بالایی است. بی­شک اگر از ذوق بالایی برخوردار باشد مکتوبات وی بر جامعه تأثیر می­گذارد. سید محمدرضا میرزاده عشقی همان­طور که در کتاب از صبا تا نیما آمده است چندان مایه علمی ندارد؛ نه در ادبیات قدیم ایران تبحر دارد و نه در ادبیات جدید جهان اطلاعات عمیق دارد.(آرین­پور، یحیی. از صبا تا نیما، جلد دوم، کتاب چهارم، صفحه ۳۶۶) و به قول ملک­الشعرای بهار او هم مثل عارف شاعری است «عوام» و این نقص حتی گاهی در بهترین اشعار او نیز به چشم می­خورد. عشقی معلومات کافی در ادبیات نداشت و خود نیز به عمد از مطالعه آثار فصحای قدیم خودداری می­کرد(ادبیات معاصر، غلامرضا رشید یاسمی) اما شکی نیست که عشقی یک پارچه قریحه و در شاعری توانا بود که این موضوع را از درک سریع وی از مطالب تاریخی و اجتماعی می‌­شود دریافت. به همین دلیل ضروری است که سبک شخصی شاعر جدا از سبک ادوار مورد بررسی قرار گیرد. به­طور کلی این شاعر است که تصمیم می‌گیرد با توجه به عوامل مؤثر، هر آنچه در چنته دارد عیان سازد؛ هر چند بوده­اند شاعرانی که برای دریافت صله و پاداش از پادشاهان تنها به دلیل مشکلات مالی به مدح امیران پرداخته­اند؛ اما در این میان نیز بوده­اند شاعرانی که باوجود مشکلات مالی و اقتصادی به مدح و ثناگویی از روی نیاز گر فتار نشدند و افکار ناب خود را ضایع نساختند. ابوالقاسم فردوسی نمونه بارز این­گونه شاعران است که به دلایل مختلفی شاهنامه بی نظیرش مورد پسند محمود غزنوی قرار نگرفت و مورد غضب وی واقع شد  اما به هیچ عنوان حاضر به ثناگویی نشد چرا که باورهایش با این کار هم­خوانی نداشت.

با توجه به این توضیحات مختصر می‌توان گفت سیاست مهم­ترین عامل تأثیرگذار بر ادبیات است که در جای خود به آن اشاره

خواهد شد.




سیاست معنویت

فاطمه رنجبر؛ میشِل فوکو فیلسوف نامدار فرانسوی و از اندیشمندان بحث‌انگیز نیمۀ دوم قرن بیستم که دیدگاه‌هایش درزمینۀ سیاست، تاریخ نظام‌های فکری، قدرت، دانش و گفتمان، او را در شمار متفکران مطرح اروپا درآورده، در جریان مبارزات انقلاب اسلامی دو بار به ایران سفر کرد. او در این سفرها با برخی از رهبران دینی و گروه‌های انقلابی ملاقات کرد. فوکو دراثنای این سفرها مقالات زیادی دربارۀ قیام مردم ایران نوشت که پیش از ۲۲ بهمن ۵۷ در نشریه‌های اروپایی منتشر شدند. دل‌مشغولی اصلی وی در پرداختن به انقلاب ایران این نکته بود که چگونه آن وقایعی که «اندیشه» نامیده می‌شوند، متحول می‌گردند و می‌میرند. فوکو که به‌شدت مجذوب انقلاب ایران شده بود، گزارش‌ها و مقالات مربوط به ایران را در نشریۀ کوریر دلا سرا[i] و مجله معتبر فرانسوی نوول ابزرواتور[ii] منتشر می‌کرد. او در ابتدا پیش‌بینی می‌کرد که این انقلاب از مدل دیگر انقلاب‌های مدرن پیروی نخواهد کرد؛ فوکو جسورانه در گزارش‌های خود نوشت که این انقلاب حول مفهومی به‌شدت متفاوت، سازمان‌دهی شده است، انقلابی که نظامی از مفاهیم معنویِ تاریخی آن را هدایت می‌کند. ازنظر فوکو انقلاب ایران، نخستین انقلاب فرا مدرن عصر حاضر و اولین شورش بزرگ علیه نظام‌های اقتدارگراست. او اذعان ‌کرد که از زمان انقلاب فرانسه تاکنون، برای نخستین بار، انقلاب و معنویت به هم پیوند خورده‌اند. فوکو، انقلاب ایران را نویدبخش ظهور گفتمان رادیکالِ سیاسی ـ عرفانی جدیدی می‌دانست که از دل مفاهیم و آموزه‌های مذهبی که در طی قرون متمادی در پس لایه‌های غبار خرافه، ارتجاع و نسیان مدفون‌شده بود، سر برآورده است. بسیاری از فوکوشناسان ـ هم در آن زمان و هم‌اکنون ـ اظهارنظرها، گفته‌ها و نوشته‌های فوکو را در این باب نامتعارف و محصول یک خطای سیاسی می‌دانند. حتی مفسران و فیلسوفان فرانسوی که پیش‌تر با دیدگاه‌های فکری و فلسفی او همراه و هم‌زبان بودند، به ماهیت به‌شدت مسئله برانگیز موضع فوکو نسبت به ایران انتقاد داشتند. بعد از انقلاب و اندکی پس‌ازآن، فوکو با حملات انتقادی و خردکنندۀ روشنفکران و فیلسوفان فرانسوی و اروپایی مواجه‌ شد. ازجملۀ این انتقادات خُردکننده مقالۀ تعریضیِ معروف کلودی و ژاک بورویل است که در نشریۀ فرانسوی لوماُتن با عنوان «فیلسوفان چه رؤیایی در سردارند؟» چاپ شد. در این مقاله نویسندگان فهم فوکو از مفهوم سیاست معنوی را به پرسش کشیدند؛ و این پرسش را مطرح کردند که آیا این مفهوم، ارتباطی بامعنای معنوی مورد نظر فوکو و آنچه هم‌اینک در ایران می‌گذرد دارد یا نه؟ فوکو اگرچه پس‌از انقلاب دو مقالۀ دیگر دربارۀ ایران منتشر کرد اما به‌طورکلی پس‌ازآن ـ با خاطری رنجیده ـ دربارۀ سیاست‌های داخلی ایران برای همیشه سکوت کرد.

فیلسوف فرانسوی در ایران

میشل فوکو برای اولین بار در سپتامبر ۱۹۷۸ (از ۲۵ شهریور تا ۲ مهر) در بحبوحۀ تظاهرات و شورش‌های مردمی به ایران سفر کرد؛ او در این سفر با اقشار مختلفی همچون علما، اپوزسیون دینی و غیردینی، طبقۀ متوسط شهری، کارگران صنعت نفت و بسیاری دیگر دیدار کرد. طی اقامت آیت‌الله خمینی در فرانسه نیز فوکو به همراه یاران آن زمان آیت‌الله خمینی مانند ابوالحسن بنی‌صدر و احمد سلامتیان به دیدار ایشان در دهکده نوفل‌لوشاتو رفت. فوکو برای دیدار دوبارۀ ایران در نوامبر همان سال (۹ تا ۱۵ نوامبر؛ ۱۸ تا ۲۴ آبان ۱۳۵۷)، زمانی که جنبش انقلابی علیه شاه به اوج خود می‌رسید، به ایران سفر کرد. حاصل این دیدارها شیفتگی، همدلی و حمایت فوکو از انقلاب و مردم ایران بود. این همدلی و حمایت‌ها در غرب واکنش‌های منفی زیادی را نسبت به فوکو برانگیخت و حتی یک‌بار نیز در خیابان از طرف مخالفین مورد ضرب و شتم قرار گرفت[iii]. سفرهای فوکو به ایران، شامل دیدار از شهرهای تهران، قم و آبادان، برای بررسی‌های حضوری از متن انقلاب و گفت‌وگو با رهبران نهضت‌های انقلابی بود. در آن زمان مقالات ویژۀ فوکو دربارۀ ایران در صفحۀ اول روزنامۀ کوریر دلا سرا منتشر می‌شد. البته او بخش دیگری از نوشته‌هایش را در روزنامه‌ها و مجلات فرانسویِ دیگری ازجمله روزنامۀ لوموند و هفته‌نامۀ چپ‌گرای پرمخاطب نوول ابزرواتور نیز منتشر می‌کرد. مجموعۀ یادداشت‌های این دو سفر و آنچه فوکو پیش از پیروزی انقلاب اسلامی دربارة نهضت اسلامی ایران نوشته و یادداشت‌های پس از انقلاب وی ـ به‌ویژه مصاحبه مفصل او با دو خبرنگار روزنامه لیبراسیون ـ نشان می‌دهد که فوکو به نوشتن گزارش‌ها و انجام مصاحبه‌های متعدد دربارۀ این شورش بزرگ مردمی علیه یک نظام اقتدارگرا بسیار علاقه‌مند بوده است، زیرا باور داشت انقلاب ایران تفاوتی عمده با انقلاب‌های دیگر قرن بیستم دارد. میشل لیزنبرگ[iv] دربارۀ پیوستگی روزنامه‌نگاری و فلسفه در اندیشۀ فوکو می‌گوید دغدغۀ اصلی فوکو همچون کانت پرداختن به «چیستی اکنون» بود و در این مقطع برای فوکو ژورنالیسم و فلسفه به یکسان دربارۀ ماهیت اکنون پرسش می‌کنند و به‌طور خاص این پرسش برای او مطرح بود که ما در لحظۀ اکنون چه هستیم؟ بنابراین می‌توان گفت پرداختن فوکو به انقلاب ایران ‌نوعی تبدیل اکنون به رخداد فلسفی بود.[v] فوکو در تلاش بود بفهمد که اکنون در ایران انقلابی چه چیزی در حال رخ دادن است؛ و اینکه چگونه ارادة جمعی توده، گرد شخصیتی بدون هیچ‌گونه سابقة سیاسی، جمع و متحد می‌شود؟ آنچه در ادامه می‌خوانید مرور مختصری است از توصیف ها و گزارش‌هایی که فوکو در دیدار از ایران ارائه می‌دهد

ادامه در فصلنامه …




«اختلالات اجتماعی و تبعات آن در جامعه ایران»

                              «اختلالات اجتماعی و تبعات آن در جامعه ایران»

                                                                                                                                          رضا استاد رحیمی[۱]

دکترای جامعه‌شناسی

 

فرانسیس فوکویاما در کتاب نظم و زوال سیاسی معتقد است هر نظم سیاسی بر سه نهاد استوار است:«دولت، حاکمیتِ قانون و سازوکارهای پاسخگو بودن»؛ و نیز چگونگی برقراری توازن میان سه مؤلفه توسعه یعنی دولت، حاکمیت قانون و دموکراسی می‌باشد. به نظر ایشان زمانی که قطار دموکراسی به راه افتاده باشد آن را تا زمان برپایی یک بوروکراسی قوی و مستقل و کارآمد نمی‌توان متوقف کرد؛ لذا همه هنر سیاستمداران آن است که بتوانند میان سه مؤلفۀ دولت، حاکمیت قانون و دموکراسی توازن برقرار کنند. در نظریۀ وی، تأکید دوباره بر اهمیت نهادها و در رأس آن‌ها، بوروکراسی کارآمد و حاکمیت قانون است؛ بنابراین در نظر فوکویاما، راز توسعه کشورها را باید در کیفیت ادارۀ عمومی در آن‌ها جستجو کرد و متغیرهای دیگر نظیر جبر جغرافیایی و فرهنگ و حتی بازار، در مراحل بعدی اهمیت قرار دارند. در این دیدگاه تا زمانی که دولت کارآمد وبری و حاکمیت قانون، جای پای خود را مستحکم نکرده باشد، ابعاد دیگر توسعه، مانند دمکراسی، می‌توانند آثار مخرب داشته باشند و حتی به افزایش فساد و حامی پروری منجر شوند. (مرکز پژوهش‌های مجلس) از طرف دیگر از منظر نظریه‌پردازان نظم اجتماعی و به‌ویژه بنیان‌گذاران جامعه‌شناسی، اعتماد پایۀ اصلی و شالودۀ اساسی هر نظام اجتماعی است که موجب تفاهم نمادی، تنظیم سیاسی، تنظیم اجتماعی و تعمیم ساختاری می‌گردد و از لوازم انسجام کل و تشکیل اجتماع جامعه‌ای می‌شود. (چلبی – مسعود، نظم اجتماعی)

در این مورد فوکویاما راهبردی جدید و نسبتاً تازه به توسعه گشوده است؛ پرتویی که می‌تواند در قیاس با گذشته به پرسش‌ها و ابهامات بیشتری در باب توسعه پاسخ دهد. رابطه بوروکراسی (دیوانسالاری)، قانون، خشونت، بسیج اجتماعی، گذار به دمکراسی، هویت‌سازی، جغرافیا، استعمار، جنگ، قانون خدمات کشوری و لشگری، تصمیم‌های سرنوشت‌ساز رهبران سیاسی و احزاب. وی معتقد است که روند‌های تاریخی نشان می‌دهند اگر پاسخگویی سیاسی (دموکراسی) مقدم بر دولت سازی و شکل‌گیری بوروکراسی غیرشخصی باشد، رانت جویی و ویژه پروری حاکم می‌شود. در ادبیات جامعه‌شناسی نحوۀ تنظیم روابط اجتماعی تا حدودی بستگی به اعتماد و همبستگی اجتماعی دارد، یعنی اینکه بدون انسجام و نوعی اعتماد، پایداری نظم اجتماعی ـ که از پیامدهای توسعه سرمایه اجتماعی است ـ ممکن نیست (چلبی ۱۳۷۵، ۱۲)؛ و یکی از ابعاد مهم توسعه، توسعه اجتماعی است که عبارت است از اشکال متفاوت کنش متقابل که در یک جامعه خاص، همراه با توسعه تمدن رخ می‌دهد. توسعه اجتماعی و توسعه فرهنگی جنبه‌های مکمل و پیوسته یک پدیده هستند و هر دو نوع الزاماً به ایجاد تفکیک و تمایز فزاینده در جامعه منجر می‌گردند. از صاحب‌نظران و جامعه‌شناسان معاصر که به برخی از شاخص‌های توسعه اجتماعی علاقه‌مند بوده و تأکید زیادی بر آن داشتند می‌توان به: پارسونز که بر اجتماع محلی (۱۹۷۷) کلمن بر سرمایه اجتماعی (۱۹۹۴) بوردیو بر کنش اجتماعی (۱۹۷۷) داراندروف بر انسان اجتماعی، هابرماس بر عرصه عمومی، ارتباط اجتماعی و عقلانیت ارتباطی (۱۹۹۱)، گیدنز  بر هویت و سرمایه اجتماعی (۱۹۹۱) و …اشاره کرد. (محمد عبداللهی، میر طاهر موسوی ۱۳۸۶، ۱۹۵)

پیامدهای توسعه‌ای سرمایه اجتماعی در حوزه‌ها و سطوح مختلف موردبررسی قرارگرفته‌اند (فیروزآبادی و جاجرمی، ۱۳۸۵، ۱۹۹) و در اکثر آن‌ها بر تأثیر مثبت سرمایه اجتماعی بر نظم اجتماعی و توسعه پایدار اشاره داشته‌اند. با آغاز انقلاب صنعتی و پیشرفت‌های سریع تکنولوژی، مهاجرت به شهرها آغاز شد و به‌موازات آن به بی‌نظمی‌ها و اغتشاشات اجتماعی که ارتباط مستقیمی با شهرنشینی دارد دامن زده شد و چنین بود که عالمان علوم اجتماعی را به فکر هرچه بهتر نمودن سامان اجتماعی سوق می‌داد و در ابتدا تأکید زیادی بر سرمایه مادی و توسعه اقتصادی می‌شد، درحالی‌که این‌ها با مقایسه تطبیقی توسعۀ جوامع به نوع خاصی از سرمایه پی بردند که در پرتو آن همیاری، مشارکت و روابط هرچه بهتر جهت نیل به منافع مشترک میسر می‌شد و بدان اصطلاح «سرمایه اجتماعی» اطلاق کردند که در زیر چتر این مفهوم شیوه‌های تعامل بین افراد و ایجاد هنجارهای مناسب مشارکت و ایجاد اعتماد متقابل، ارزش‌های مشترک، زمینه‌های توسعه همه‌جانبه جوامع را میسر می‌سازد. (قاسمی و دیگران ۱۳۸۵، ۲۲۶) کشورهای درحال‌توسعه که هم‌اکنون می‌خواهند درزمینۀ توسعه جا پای کشورهای توسعه‌یافته بگذارند خود را با موانع عدیده‌ای روبرو می‌بینند که ازجمله آن می‌توان به ناکارآمدی بخش اداری، بی‌مسئولیتی ارگان‌های حکومتی، پایین بودن سطح اعتماد بین مردم و نیز میان ملت ـ دولت و نبود روحیه مشارکت‌پذیری ارگان‌های حکومتی، پایین بودن سطح اعتماد بین مردم و نیز میان ملت ـ‌ دولت و نبود روحیه مشارکت‌پذیری در آحاد جامعه جهت بهبود اوضاع اجتماعی اشاره کرد. (همان، ۲۲۷) توجه به تأثیر سرمایۀ اجتماعی بر توسعه سیاسی، به توکویل و کتاب «دموکراسی در آمریکا» برمی‌گردد. وی در این کتاب به جامعه مدنی و نظام شهروندی آمریکا، به‌عنوان بستر مناسب دموکراسی توجه می‌کند. پس از توکویل این نظریه در دیدگاه‌های مختلف موردبررسی و توجه قرار گرفت. تحقیق‌های انجام‌شده در کشورهای مختلف، نظیر ایتالیا و آلمان، نشان می‌دهد در مناطقی که اعتماد و انسجام بالایی وجود دارد، میزان مشارکت در امور مدنی بالاست و حکومت کیفیت بهتری دارد. در این زمینه توجه به چند نکته حائز اهمیت است:

[۱] ـ ایمیل نویسنده r.ostadrahimi@gmail.com




فرجام قرن، سرانجام سخن

فرجام قرن، سرانجام سخن

حسن اکبری بیرق

از گزارش بسیار اجمالیِ اُفت و خیزهای دولت- ملت ایران در یک سده گذشته، در راه رسیدن به حاکمیت ملی، مردم­سالاری و آزادی­های فردی و اجتماعی،  به یک ارزیابی شتابزده می­توان رسید که ناظر به دشواره­های حرکت در این مسیر یک­صدساله باشد. به دیگر سخن، نمی­توان ایران و مسأله ایران را صورتبندی و آمال و آلام ایرانیان را مفهومین کرد، بی آنکه در یکایک اتفاقات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی قرن اخیر، تأمل و تعمق نمود. این تأمل و تعمق نیز ممکن نیست مگر به واسطه خوانش تاریخ عریان ایران، بدون پیرایه­ها و آرایه­هایی از جنس حبّ و بغض و پیشداوری­هایی از سنخ ایدئولوژی اندیشی و جانبداری­های بی­منطق.

اگر هدف از بازخوانی وقایع اتفاقیه این صدسال، پرتو افکندن بر قضیه غامض و پیچیده­ای به نام «ایران» باشد، شرط اول قدم در این سیر و سلوک عبرت­آموز، رها کردن ذهن از مطلق­انگاری و سفید و سیاه دیدن پدیده­هاست. اتفاقاً اگر می­بینیم که تاریخ این مرزبوم، پُر است از تکرار ملال­آور و پرهزینه خطاهای مشابه، باید با تغییر پارادایمی بنیادین، همچون انقلاب کپرنیکی، منظر و چشم­انداز چندصد ساله خود را متحول ساخته از افقی دیگر به پرابلماتیک ایران نظر کنیم.

بی­شک تحقق این امر، تنها در یک شماره از یک نشریه در حوزه تاریخ شفاهی، نه ممکن است و نه مطلوب و نه منطقی؛ بازاندیشی در مسأله­ای بدین درجه از غموض، عزمی همگانی می­خواهد و اراده­ای فراگیر و تلاشی جمعی. نویسندگان، روشنفکران، نواندیشان، دانشگاهیان، حوزویان، نظریه­پردازان و تمامی آنان­که دغدغه ایران دارند- از هر فرقه و نحله و رویکردی- باید در یک جهاد علمی و کوششی دانش­محور، شرکت جسته و نگذارند چالش­ها و بحران­ها و مسأله­های حاد و مزمن این سرزمین، بیش از این انباشته شوند؛ که اگر این عزم، جزم نشود و اگر ما مقام و موقعیت خود را در جهان جدید در نیابیم، معلوم نیست این کشور با سابقه تمدنی چندهزارساله، بتواند استمرار تاریخی خود را حفظ نماید.

مرور وقایع سیاسی یک قرن گذشته به صورت پیوستاری خطی، در این شماره از خاطرات سیاسی، دست­کم می­تواند خطوط کلی دشواره­ای به نام «ایران» را ترسیم و راه را برای تأملات سازنده بعدی هموار نماید. فهرست­کردن بزنگاه­های تاریخی ایران در سده چهاردهم خورشیدی و بهره­گیری از نگاه تحلیلی صاحب­نظران، عجالتاً کمترین ثمره­اش تدوین و تنظیم و تبویب سیاهه­ای از معضلات کوچک و بزرگی است که  با نخی نامرئی به یکدیگر پیوسته­اند. کشف آن ریسمان پنهان، می­تواند عله­العلل درد و رنج­های قومی باشد که تاریخی پرآشوب را از سر گذرانده­است.

اگر نقاط عطف و لحظات سرنوشت­ساز سده پیشین، عبارت باشند از ظهور رضاخان، حمله متفقین و برآمدن محمدرضا، واقعه 28 مرداد 1332، انقلاب سفید، انقلاب 57، آغاز و انجام جنگ هشت­ساله، مسأله جانشینی بنیانگذار نظام، دوم خرداد 76، انتخابات 1388، توافق هسته­ای و اینک جنگ اقتصادی و دهها چالش و ابرچالش پیش رو، می­توان همه آنها را تحت ضابطه­ای واحد در آورد و به علت یا علل و دلایلی کلی، مشخص و محدود ارجاع داد.

مرور این لحظه­های تاریخی، لااقل حاکی از آن است که «قضیه ایران»، نسبت به یک سده گذشته، تحول ماهوی و چندان معنی­داری نیافته و هنوز مشکلات بنیادین این سرزمین و مردم آن پابرجاست.

شاید بتوان معطل ماندن مطالبات ملت ایران را در قرن اخیر و حل نهایی و قطعی نشدن مشکلات و معضلاتی که در دولت-ملت­های دیگر سال­هاست که رفع شده و به تاریخ پیوسته­است، به نحوه مواجهه این سرزمین با مقوله­ای به نام «مدرنیته» و «مدرنیسم» احاله کرد. ایران، حکام و مردمان آن برای عبور از این دوره گذار و ورود به جهان جدید تکلیف خود را با مفاهیمی همچون: علم جدید، سیاست نوین، جایگاه انسان در جهان؛ و دوگانه­هایی مانند: تئوکراسی و دموکراسی، شرع و عرف، حق و تکلیف، استبداد و آزادی، باید روشن کنند. نمی­شود در شکاف بین سنّت و مدرنیته در رفت و آمد بود و ادعای زیستن در جهان جدید و معاصریت با اندیشه و فلسفه مدرن را داشت.

به نظر می­رسد عله­العلل همه گرفتاری­های مزمن ایران و ایرانیان، که حتی با گذشت یک قرن نیز حل نشده باقی مانده­است در همین ابهامات و تناقضاتی است که نظراً و عملاً این فرهنگ و تمدن را در محاصره خود گرفته­است. نه روشنفکران ما توانسته­اند یک­بار برای همیشه موضع خود را در مورد مقولاتی همچون ایدئولوژی، دین، سکولاریسم، دانش نوین، تکنولوژی و… روشن کرده، مقام و منزلت هریک را در دنیای امروز بازتعریف کنند و نه روحانیان و علمای فقه­زده ما بضاعت آن را یافته­اند که برای آشتی دادن این مفاهیم با سنّت ستبر و دیرپای دیانت در این سرزمین، نظریه­پردازی کنند.

محصول این ضعف تئوریک و بی­عملی درازآهنگ در میان نخبگان و اندیشمندان، آن شده که همواره سیاست­پیشگان و قدرتمداران، سوارِ کار شده، ابتکار عمل را از اهل آن بربایند. حتی معضل دیرپای استبدادزدگی در این دیار کهن نیز معلول همین شرایط است نه علت آن. نه برآمدن دیکتاتورها در این کشور امریست غریب و نه عقب­ماندگی این مملکت از قافله تمدن پدیده­ای است عجیب؛ چون همه ما اعم از حاکمان، عالمان، روشنفکران، دانشگاهیان، کنشگران سیاسی، صاحبان حرف و مشاغل، شریعتمداران، و در یک کلام یکایک ساکنان این کوی به یک میزان در استمرار وضع موجود سهیم هستند، چرا که در حیرتی دیرپا به مرخصی تاریخی رفته­اند و نمی­خواهند و یا نمی­توانند بر حقایق سخت و به یک معنا تلخِ زیستن در دنیای نوین چشم باز کنند و اقتضائات زندگی در شرایط ویژه فعلی را بپذیرند. اگر در یک سده گذشته نتوانسته­ایم بر این نارسایی­ها و ناهمگونی­های تمدنی خود فائق آییم بسیار بعید است که در قرن آتی بتوانیم؛ هرچند آدمی به امید زنده است و نباید مأیوس شد!




فصلنامه خاطرات سیاسی شماره ۱۲

فهرست عناوین


سرمقاله

‌پرونده: تجربه چهار دهه ریاست جمهوری در ایران
جستارگشایی
مروری تحلیلی بر تاریخچه انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران(مقاله آتنا محفوظی)
هفت مرد و دوازده دولت (نگاهی به خاستگاه وعملکرد رؤسای جمهوری اسلامی ایران)
مقاله: مانیز بخشی ازاین ملت هستیم!
اولین رئیس جمهور(مصاحبه با محمدجواد مظفر)
از بنی صدر تا روحانی(گفتگو با حسین کمالی)
بازخوانی ۴۲ سال ریاست جمهوری در ایران(مصاحبه با مصطفی کواکبیان)

‌پرونده: کارنامه شیخ معتدل(نگاهی تحلیلی به فرازو فرودهای دولت تدبیر و امید)
جستارگشایی
گاهشمار دولت تدبیر و امید
اقتراح(پرسش‌ درباره کارنامه حسن روحانی و پاسخ‌های حسین عسگری، علی محمد نمازی و علی قائمی)
قصور و تقصیر دولت روحانی(گفتگو با مرتضی الویری)
نگاهی به پست و بلند دولت روحانی در گفتگو با عبدالله پوری حسینی
دین اصلاح طلبان بر گردن روحانی(مصاحبه با محسن رهامی)
مروری بر کامیابی‌ها، ناکامی‌ها و مصائب دولت یازدهم و دوازدهم
نگاهی بیرونی به سیاست خارجی روحانی(معرفی کتاب)
وضعیت کشور از پنجره عقب اتومبیل آقای رئیس‌جمهور

‌خاطره در سپهر اندیشه
نگاهی به شعر سیاسی ایران در سده گذشته


Created with Visual Composer

برای دریافت نسخه کامل این شماره (۱۲) به سایت طاقچه مراجعه کنید.

 

     خاطرات سیاسی فصلنامه ای است با روش تحلیلی آموزشی و اطلاع رسانی. مطالب مندرج در این فصلنامه بیانگر آرائ نویسندگان آنهاست.




فصلنامه خاطرات سیاسی شماره ۱۱

فهرست عناوین


پایان قرنی سهمگین
یادها و خاطره ها
زمستان و ثُلمه‌هایی در اسلام نظری و عملی
ابن‌ بطوطه زمان ما
حاصلِ عمر مصباح یزدی 
لغزشی دیگر از رسانه ملی
پرونده یک سده تکاپو برای جامعه مدنی
جستارگشایی
قرن سوءتفاهم‌ها
استبداد سیاسی و تکاپو برای آزادی
«اقتصاد سیاسی ایران در قرن ۱۴ هجری شمسی»
دهه اول: ظهور پدیده رضاخان
مهم‌ترین حوادث سیاسی ایران در دهه اول قرن چهاردهم
کارنامه رضاشاه در ترازوی انصاف
دهه دوم: نوسازی ایران هبوط رضاشاه
مهم‌ترین حوادث سیاسی ایران در دهه دوم قرن چهاردهم
ایران و پیامدهای جنگ جهانی دوم
دهه سوم: دهه طوفانی
مهم‌ترین حوادث سیاسی ایران در دهه سوم قرن چهاردهم
شاهد عینی
درباره غائله آذربایجان و عملکرد فرقه دموکرات
دهه چهارم: نفت، کودتا و ظهور مستبد
مهم‌ترین حوادث سیاسی ایران در دهه چهارم قرن چهاردهم
یافته‌های جدید درباره نقش روحانیون درکودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲۹۷
دهه پنجم: از انقلاب سفید تا جنبش سرخ
مهم‌ترین حوادث سیاسی ایران در دهه پنجم قرن چهاردهم
اوضاع سیاسی – اجتماعی ایران در دهه ۱۳۴۰۱۱۱
دهه ششم: از انقلا ب تا جنگ
مهم‌ترین حوادث سیاسی ایران در دهه ششم قرن چهاردهم
یادی از دوران مبارزه
نگاه پسینی یک مبارز و زندانی سیاسی به انقلاب ۵۷۱۴۹
دهه هفتم: پایان جنگ، انتقال قدرت و جمهوری دوم
مهم‌ترین حوادث سیاسی ایران در دهه هفتم قرن چهاردهم
نگاهی به «دهه خون و حذف»
دهه هشتم: سازندگی، توسعه سیاسی و اصلاحات
مهم‌ترین حوادث سیاسی ایران در دهه هشتم قرن چهاردهم
اقتراح
هسته سخت قدرت چالش اصلی اصلاحات
توسعه سیاسی لازمه توسعه اقتصادی است
اصلاحات از چشم یک اصلاح طلب
دهه نهم: انحطاط یا عدالت؟!
مهم‌ترین حوادث سیاسی ایران در دهه نهم قرن چهاردهم
ریشه اصلاح طلبی در آب است یا برآب!
دهه دهم: اعتدال، برجام و تحریم
مهم‌ترین حوادث سیاسی ایران در دهه آخرقرن چهاردهم
فرجام قرن، سرانجام سخن
اندیشه
کارنامه یکصدساله روشنفکری ایرانی
«سیاست معنویت» خاطره نگاری از فوکو و انقلاب ایران
اختلالات اجتماعی و تبعات آن در جامعه ایران


Created with Visual Composer

برای دریافت نسخه کامل این شماره (۱۱) به سایت طاقچه مراجعه کنید.

 
     خاطرات سیاسی فصلنامه ای است با روش تحلیلی آموزشی و اطلاع رسانی. مطالب مندرج در این فصلنامه بیانگر آرائ نویسندگان آنهاست.



یک سده تکاپو برای جامعه مدنی (جسارت گشایی)

جستارگشایی

وقتی میرزای شیرازی، در سال ۱۸۹۰ میلادی، با یک جمله نیمه فارسی که: « بسم‌الله الرحمن الرحیم، الیوم استعمال تنباکو و توتون بِأَیِ نحوٍ کان در حکم محاربه با امام زمان علیه‌السلام است.»، تومار قرارداد رژی را در هم پیچید، شهروند/ رعیت‌های آن دوره به همراه علمای اعلام، شاید برای نخستین‌بار در تاریخ این سرزمین، اعتماد به نفسی غریب پیدا کردند و به گونه‌ای خودآگاهی جمعی رسیدند که گویی می‌توانند در تعیین سرنوشت خویش دخیل باشند. هرچند ابعاد و گستره این کامیابی جمعی ایرانیان در تقابل با هیأت حاکمه چندان نبود که ساختارهای سیاسی آن روز را جابجا کند، دیری نگذشت که همان مردم، پای از دایره مطالبات محدود و مقطعی فراتر نهاده، خواستار تأسیس عدالتخانه و مجلس و سلطنت مشروطه شدند که به تعبیر امروزین می‌توان از آن به اصلاحات ساختاری یاد کرد.
این‌که مشروطه‌طلبان تا چه میزان توانستند ایده‌های داشته یا نداشته خود را جامه عمل پوشانده و پیروزی شگرف خود را از طریق نهادسازی، پایداری بخشند، فعلا مطمح نظر ما نیست. آنچه در این جستار، اهمیت ویژه دارد نفسِ مطالبه است؛ به دیگر سخن، فارغ از این‌که مردم ایران در بزنگاه‌های تاریخی یکصدوپنجاه سال اخیر چه دستاوردهایی داشته‌اند، نقطه کانونی آن است که چگونه و با چه سازوکارهایی توانسته‌اند اراده و مطالبه خود را طرح و در مسیر تحقق آن گام بردارند. نکته دیگر، جنس و سنخ آمال و آرزوهای این ملت است؛ در قضیه فتوای میرزای شیرازی، سقف خواسته‌های ملت، رفع انحصار در تجارت توتون و تنباکو بود در حالی که در جنبش مشروطه، کف مطالبات مردم، تفکیک قوا و مقید ساختن قدرت بود…. ادامه مطلب در طاقچه




زمستان و ثُلمه‌هایی در اسلام نظری و عملی

در ماه‌های اخیر، دو تن از بزرگان حوزه علمیه قم و منادیان اسلام سیاسی، پس از عمری تلاش و کوشش قلمی و قدمی رخت از این سرای فانی بربستند و به دیار باقی شتافتند؛

آیت‌الله شیخ محمد یزدی و آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی.
شیخ محمد یزدی (۱۳۱۰ –۱۳۹۹) را به جرأت یکی از پرچمداران ثابت‌قدم اسلام فقاهتی و از روحانیان بلندپایه‌ای می‌توان دانست که دهه‌های متمادی از عمر درازآهنگ خود را وقف تثبیت عملی ایده ولایت فقیه کرده‌اند. این فقیه-سیاست‌مدار یزدی، مناصب مهمی را از آغاز تأسیس جمهوری اسلامی ایران برعهده داشته‌است. نمایندگی استان قم در مجلس خبرگان رهبری، دبیری جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و دبیری شورای عالی حوزه‌های علمیه، عضویت شورای نگهبان و ریاست قوه قضائیه ایران از جمله مسؤولیت‌های او در طول 42 سال اخیر بوده‌است. مرحوم محمد یزدی همچنین نماینده استان تهران در دومین، سومین و چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری بوده و در چهارمین دوره برای یک سال ریاست این مجلس برعهده داشت. وی که از دوره دوم مجلس خبرگان رهبری تا دوره چهارم،… ادامه مطلب در طاقچه




پایان قرنی سهمگین

حسن اکبری بیرق
h.akbaribairagh@gmail.com


شاید بتوان مدعی شد که تحولاتی که ایران عزیز ما طی یک سده گذشته، از اسفند ۱۲۹۹ تا اسفند ۱۳۹۹ به خود دیده‌است، به لحاظ کمّی و کیفی، با حاصل جمع تغییرات چندین قرن در همین سرزمین برابری می‌کند. مام وطن در یکصدسال گذشته، دستخوش مجموعه‌ای کامل از فراز و نشیب‌ها و بلایا و تلاطماتی شده‌است که فرودآمدن هریک از آن‌ها بر قومی، می‌تواند هلاکت آن را در پی داشته باشد؛ اما چنین نشد و ایران کهن هربار توانست ققنوس‌وار از زیر خاکستر آمال و آرزوهایش برآید و پروازی دوباره آغاز کند؛ ولی اندک زمانی بعد، دیگرباره باتیر آتشین تقلّب احوال و تغیّر اطوار راه نشیب در پیش گرفته و این چرخه معیوب در تمام طول قرن ادامه داشته و همچنان دارد. شاید بزرگترین عامل سرِپا ماندن نسبی دولت- ملّت ایران و جان به در بردن آن از این‌همه بدبیاری تاریخی، برخوردار بودن از پیشینه بلند تمدنی بوده باشد که چنین نیز هست؛ اما کیست که نداند در دهکده جهانی کنونی، انبانِ اندوخته گذشتگان، دیگر تکافوی هزینه‌های سنگین زیستن امروزین را نمی‌کند و نازش به استخوان پیشینیان در حکم استفاده مداوم از سرمایه‌ای است که هرچقدر هم گرانسنگ باشد، بالاخره محدود است و روزی تمام می‌شود و کفگیر به ته دیگ می‌خورد. بنابراین برای ورود به قرن جدید خورشیدی کشتیبان این فرهنگ و تمدن را سیاستی دیگر باید. نمی‌توان در باد گذشته خوابید و چشم بر تحولات بنیان‌کن دنیای پسامدرن بست.
برای رهایی از این غفلت مُزمن و دیگر کردن تدبیر امور، ایستادن و واپس نگریدن و تدبّر در راه طی شده صدساله از اهمّ فرایض و از اوجب واجبات است. اگر به لزوم تغییر تقدیر این مرزبوم باور داریم، باید بپذیریم که سقف تحوّل در «حال» را بر ستون تأمل در «ماضی» باید بنا نهیم و با درنگی روشمند و البته عبرت‌جویانه، پیکر احوال یک سده گذشته را به تیغ نقد، جراحی نماییم.
برای نمونه، در ایرانی که چنین تجربه‌های پر هزینه را از سر گذرانده اگر قومی در اسفند ۱۳۹۹ در انتظار برآمدن یک نظامیِ مقتدر و سامان دادن به امور باشد، درست مثل آنچه در اسفند ۱۲۹۹ اتفاق افتاد، دیگر باید باور کرد که از درک تفاوت آن اسفند با این اسفند و آنچه مابین آن اتفاق افتاده ناتوان است و دلیل اصلی این ناتوانی نیز عدم اهتمام به خوانش وقایع این یک قرن و بلایایی است که بر سر این ملت فرود آمده‌است. واقع مطلب آن است که اگر در آن عصر، شخصی و جریانی توانسته‌است چاره درد شود، هیچ دلیلی منطقی برای چاره‌ساز بودن تکرار آن وجود ندارد چراکه در میان این دو ۹۹ بر ایران و ایرانی بسی فتنه‌ها رفته و دنیای پیرامونی نیز بسیار تغییر کرده‌است.
ازین روست که برآن شدیم در یازدهمین شماره فصلنامه، مروری گذرا داشته‌باشیم بر مهم‌ترین خاطرات سیاسی سده اخیر تا شاید به نوبه خود از طریق یادآوری ناکامی‌ها و کامیابی‌های این دوره پرآشوب، از تکرار خطاهای آبا و اجدادمان جلوگیری کنیم. فروتنانه معترفیم که پرداختن به چنین موضوعی، چنان‌که باید و شاید، در صفحات محدود یک فصلنامه، ممکن و میسور نبوده و نیست؛ اما به حکم: آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید، کوشیدیم تأثیرگذارترین وقایع قرن را که با سرشت و سرنوشت امروزمان گره خورده‌است، دستکم یادآور شویم. امید آن داریم که هریک از خاطرات سیاسی سده چهاردهم شمسی را که به اجمال در این شماره برگزار کردیم، در شماره‌های آتی، به تفصیل بر رسیم و بکاویم.

در فاصله شماره دهم تا یازدهم، رویدادی در ایالات متحده امریکا، فضای سیاسی جهان را دستخوش تغییری قابل توجه کرد؛ که عبارت است از خروج دونالد ترامپ از کاخ سفید و ورود جو بایدن به آن. بسیاری از صاحب‌نظران بر این باورند که ترامپ را باید پدیده‌ای استثنایی در امریکا دانست و در خوانش تاریخ معاصر ایالات متحده چهارسال زمامداری او را داخل پرانتز گذاشت و از آن عبور کرد. اما به نظر می‌رسد که چنین نباشد؛ با توجه به میزان بسیار قابل اعتنای آرائی که ترامپ در همین انتخابات به دست آورد و با عنایت به پایگاه و جایگاه او در میان مردمی که حاضر شدند به اشارت او حتی از دیوار پارلمان نیز بالا بروند، نمی‌توان به سادگی از کنار نام و راه او گذشت و ظهور و افول او را تنها محدود به دوره‌ای چهارساله دانست.
همه اینها که گفتیم به یک معنا مربوط به خود جامعه امریکاست و چندان ارتباطی لااقل به ما که در این سوی دنیا هستیم ندارد؛ اما از این حقیقت نمی‌توان غافل بود که سیاست‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران به گونه‌ای طراحی شده‌است که متاسفانه هرآنچه در آن سوی اقیانوس واقع می‌شود، در جزئی‌ترین امور مردم ایران تأثیر می‌نهد. مثلاً آمدن ترامپ جمهوری‌خواه و کنارکشیدن او از برجام و اعمال تحریم‌های بی‌سابقه بر ایران و بی‌اثر ساختن روابط جمهوری اسلامی ایران با اروپا، چنان سیاست و اقتصاد و دیگر شؤون اداره کشور را زیر و زبر کرد که جبران آن در خوش‌بینانه‌ترین حالت، ممکن است دهه‌ها طول بکشد. بدین لحاظ دولتمردان ایران در همه سطوح، از صدر تا ذیل، در سه سال گذشته لحظه شماری می‌کردند که با برگزاری انتخابات در ینگه‌دنیا، رئیس جمهوری نه چندان خردمند برود و رئیس جمهوری عاقل بر سر کار بیاید که البته چنین نیز شد. آنچه فعلاً نشده‌است، برآورده شدن انتظاراتی است که در طول سه سال گذشته، از سوی دستگاه تبلیغاتی و از زبان مسؤولان ارشد نظام، شاید برای امید بخشی به خود و شهروندان، القا شده بود. شکی نیست که فضای مثبت ایجاد شده در نظام بین‌الملل و احتمالاً در آینده‌ای نزدیک بین ایران و امریکا فرصت مناسبی برای بهبود شرایط بنفع ایران و تأمین حداکثری منافع ملی است؛ اما و دریغا که سیاست خارجی مخصوصاً تنش‌های موجود میان ایران و امریکا، همواره موضوع منازعات سیاسی و جناحی درون نظام بوده و در اغلب موارد مورد بهره‌برداری مقطعی قرار گرفته‌است. هزینه‌های از دست دادن فرصت‌های گذرای تاریخی، گاه به بهای سنگینی برای این ملک و ملت تمام شده و می‌شود و شاید وقت آن رسیده که در پایان این قرن شمسی مورد محاسبه قرارگیرد تا روشن شود که رقابت‌های داخلی هسته‌های پراکنده قدرت بر سر مسأله رابطه با ایالات متحده امریکا، چه صورتحساب‌های سنگینی را به مردم ایران تحمیل کرده‌است.
باید به طراحان سیاست خارجی هشدار داد که ایران بعنوان یک بازیگر قدرتمند در عرصه بین‌الملل باید بر اساس تعریفی جامع و غیر ایدئولوژیک از منافع ملی، شرکای سیاسی و اقتصادی خود را تعیین کند نه این‌که به نحوی منفعلانه و بر اثر فشارهای بین‌المللی و تسلیم دربرابر هژمونی قدرت‌های بزرگ و کوچک، روزمرگی پیشه کرده به دیگران اجازه دهد که خط مشی سیاسی این کشور بزرگ و مهم را دستخوش قبض و بسط‌های مخرّب، پرهزینه و بی نتیجه نماید.
اکنون که ملت ایران، که بیشترین آسیب را از این تنش‌ها و کشمکش‌ها دیده‌است، با مقاومت سخت دربرابر مصائب طاقت فرسا، دوران فشار حداکثری جریان تندروی امریکا و همدستان منطقه‌ای‌اش را با سربلندی پشت سرگذاشته‌است، روز چیدن نتایج و ثمرات این پایداری تاریخی است و فضا برای بهره برداری آماده است. اما ظاهراً تندروهای داخلی با طرح مطالبات غیر واقعی می‌خواهند بستر مساعد فراهم شده را تخریب کنند و با ایجاد فرایند تاخیری و فرسایشی موضوع را به منازعات داخلی و انتخابات ۱۴۰۰ تقلیل دهند که این بدترین نوع بازی با منافع ملی است. منافع و مصالح ملی نباید قربانی گروکشی‌های سیاسی و جناحی گروهای ذینفوذ و پشت صحنه گردد. با این اوصاف بید منتظر اتفاقات مهم و سرنوشت‌ساز و شاید پر گفتگویی در بهار ۱۴۰۰ باشیم.

سال ۱۳۹۹ را در حالی به پایان می‌بریم که جهان و ایران هنوز درگیر بیماری عالمگیر کویید ۱۹ می‌باشد و به نظر می‌رسد با ورود به سال ۱۴۰۰ و قرن پانزدهم خورشیدی چندان امیدی نمی‌توان به ریشه‌کنی آن بست. طُرفه این که تولید و توزیع واکسن کرونا، که امری کاملاً پزشکی و تخصصی است، موضوع بگومگوهای سیاسی شده و موجد خاطراتی کاملاً سیاسی گشته‌است که می‌توان با فاصله گیری تاریخی و انتقادی از آن در آینده محملی برای تشکیل پرونده‌ای پر و پیمان در این نشریه شود. امیدواریم آغاز این قرن، پایانی باشد بر مرارت‌های صدساله ملتی که تنها گناهش قرار گرفتن در جغرافیای سیاسی خاورمیانه است و بس!