حزب جمهوری اسلامی

جستارگشایی حزب جمهوری اسلامی

سخن گفتن درباره وجود و ماهیت «حزب جمهوری اسلامی» همان­قدر دشوار است که بحث درباره نفس تحزّب در ایران، به­ویژه در دوره پس از انقلاب ۱۳۵۷. به عبارت دیگر، پیچیدگی­های مترتّب بر قضاوت درباره کارنامه احزاب در ایران مدرن، بر داوری درباره حزب جمهوری اسلامی و عملکرد آن نیز صادق است؛ اما یک وجه مشترک میان این دو مقوله می­توان یافت و آن عبارت است از: ناکامی!

ناگفته پیداست که ناکامی حزب جمهوری اسلامی، آن­هم در چنان مقطع تاریخی حساس، اثرات سوء ماندگارتری داشت؛ چراکه به تحقق حکمرانی حزبی، که لازمه نظام های جمهوری و مردم­سالار است آسیب جدّی زد و عملا اصول مربوط به تحزّب و حقوق و آزادی­های ملت در قانون اساسی را به محاق برده، یک فرصت تاریخی را برای نهادینه شدن فعالیت حزبی در ایران نه تنها در آن برهه زمانی از بین برد، بلکه آن را به یک چالش و حتی تهدید برای سیاست­ورزان، در آینده جمهوری اسلامی ایران تبدیل نمود.

 

اگر سابقه و لاحقۀ تحزّب در ایران، به یک داستان تراژیک می­ماند و آکنده از عدم کامیابی در رسیدن به اهداف تعریف شده و در پاره­ای موارد مشوب به شائبۀ خیانت و ارتباط با بیگانگان است، که هست، عقل سلیم حکم می­کند که وضع فعلی احزاب را، خوب یا بد، به همان پیشینه ارجاع داده و به تَبَعیت از قاعدۀ «گندم از گندم بروید، جو ز جو»، عوامل این بی­توفیقی را در گذشته­های دور و نزدیک بجوییم.

از آنجا که تحولات سیاسی جاری در ایران، به گونه­ای رقم خورده و می­خورد که بیش از پیش پیامدهای مخرّبِ فقدان نهاد تأثیرگذاری همچون احزاب به چشم می­آید و ضرورت وجود احزاب واقعی و مستقل برای گذار از موقعیت دشوار فعلی در کشور، احساس می­شود، بر آن شدیم ذیل موضوع خاطره­نگاری سیاسی، طی چندین شماره به بررسی مسائل و مشکلات احزابی بپردازیم که پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ در ایران پدیدار و غالباً دچار سندرم «ناکامی» گشتند. پرواضح است که برای کاویدن علل و اسباب مرادنیافتن احزاب در این بازۀ زمانی در جامعه ایران، باید از تعارف و تجلیل یا تقبیح، کم کرده و بر مبلغ پژوهش و تحقیق بیافزاییم تا به سهم خود، فضایی دانش­محور برای طرح و تبیین و حلّ این مسأله فراهم آوریم. سایه سنگین دوگانۀ ساختگی «دیو و دلبر»، تاکنون یکی از موانع اصلی برای بحث جدّی در این باب، بوده­است؛ بدین جهت باید هاله­های تقدّس را همگام با سایه­های تیرۀ پلیدپنداری و زشت­انگاری، کنار زده و غبار از چهره تاریخ تحزّب در چهاردهۀ اخیر بزداییم تا شاید راهی به رهایی از این «ناکامی» مُزمن بیابیم.

بر صاحب­نظران پوشیده نیست که از لحظه پیدایش نخستین نهادهای حزب­گون در ایران، از فراموشخانه و فراماسونری گرفته تا جامع آدمیّت و سپس­تر تشکیل احزابی همچون اعتدالیون، عامیّون، ایران نوین، مردم، توده و... همواره این ساختارها و سردمدارانشان به دیدۀ تردید نگریسته شده و همیشه مورد سوءظنّ حاکمان و حتی مردم عادی بودند؛ بگذریم از فقها که بنابر مبانی فقهی خود با تحزّب بر سر مهر نبودند. ظاهراً همین حزب جمهوری نیز که به شرحی که خواهد آمد، فرزند خلف انقلاب ۵۷ بود، بر بنیانگذار نظام تحمیل گشت و دستکم ایشان با اکراه و مشروط به شرایطی، با تشکیل آن موافقت کردند.پس تاریخ تحزّب در ایران مدرن همعنان است با بدفهمی­ها و تردیدها و تردّدهایی که در ایجاد و گسترش آنها، عملکرد و سوگیری­های خودِ احزاب نیز بی­تأثیر نبوده­است.

همین بدبینی ریشه­دار نسبت به احزاب، در بین خواص و عوام، همچون دشواره­ای حل­ناشدنی باقی­ماند و نحوه ظهور حزب رستاخیز نیز در سال­های پایانی حکومت پهلوی دوم، بر آن دامن زد و این بار سنگین شکاکیت را به دوران استقرار نظام جمهوری­اسلامی منتقل نمود. از این روست که تشکیل حزبی برخاسته از متن انقلابیون مذهبی و چهره­های نزدیک به رهبر انقلاب نیز به تفصیلی که خواهد آمد، نتوانست از بدنامی تحزّب بکاهد و همان علامت سؤال­های پیشین بر جای خود ماند و ماند تا به امروز. 

 بدین منظور در این شماره از فصلنامه خاطرات سیاسی، پرونده­ای تدارک دیده­ایم تا نگاهی از نزدیک به حزب جمهوری­اسلامی بیافکنیم. حزبی فراگیر که بلافاصله پس از پیروزی انقلاب پای به عرصه وجود نهاد و به قوی­ترین تشکل سیاسی- انقلابی، مبتنی بر ارزش­های اسلامی- شیعی تبدیل شد و در برخی مقاطع نیز سرنوشت انقلاب و نظام را رقم زد.

ادامه این مطلب را در فصلنامه شماره سیزده بخوانید ..